X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

آلوچـــــــــــــــــــــــه

افکاربد خواهانه(داستان های ۵۵ کلمه ای)

"خوب زدیش،"زک" zack)).درست وسط دنده هاش،عالی بود." بابی این را گفت و بر اثر فشار دستبندها ناله ای کرد.

زک که زانوهایش به میله ها فشرده شده بود نالید:"چی میگی،من زدمش؟ من سعی کردم جلوی تورو بگیرم!"

افسر توی آینه اتومبیل نگاه کرد و گفت:"هی،رفیق،اون پشت داری با کی حرف می زنی؟"

مایک فیلیپس

در تاریکی

می بخشید که درهم و برهم می نویسم;

چون هوای اینجا کمی تاریک است.

متاسفانه امروز عصر،

زیادی به قفس شیر نزدیک شدم;

برای این،حالا از توی شکم شیر برایتان می نویسم!

و برای همین،هوا بفهمی نفهمی تاریک است!  

 

شل سیلوراستاین

کاش

کاش می تونستم

مثل پرنده ها

پرواز کنم

اونوقت انقدر بال میزدم

تا به خورشید برسم

انقدر بال میزدم

تا زمین از دیدم پنهون شه

انقدر ازش دور میشدم که فراموش میکردم جایی به اسم زمین وجود داره

تیکه ای از یه مجله

(این شعر بچگانه را به دلیل زنده بودن کودک درون گذاشتیم که برید حالشو ببرید.)

بابای مهربانم

بی پول و بی زبانم

وعده دهی فراوان

هی به من و مامانم

گویی به ما که دائم

"دنبال پول دوانم"

کیفت تهی ز پول است

دیگر مده نشانم

هر چند آس و پاسی

گردد فدات جانم

دل نوشت(میم مثل....)

این درسته که روح می تونه دعا کنه؟!

پس دعام کن بخاطر اینکه سیزده سال بزرگم کردی

بخاطر اینکه تنهام گذاشتی

بخاطره اینکه نبودت هر روز از دیروز تنهاترم کرد

من تنها شدم

تحت تاثیرشعر یه دوست می نویسم:

دوست دارم به یه موشک وصل شمو

عین توی کارتونا پرت شم به فضا

حتی از جو هم خارج شم

بعدش بخورم به خورشید

آتیش بگیرم و خاکسترم تویه فضا پخش شه

اینجوری ابدی میشم

نه بخاطر اینکه همیشه باشم فقط

بخاطر اینکه همه بفهمن تنهام گذاشتی

بفهمن که نبودت منو از بین برد

زردم کرد پژمرده ام کرد...

و همه زندگیم رو سرد کرد

Goodbye Cruel World

Goodbye, cruel world,
I'm leaving you today.
Goodbye, goodbye, goodbye.

Goodbye all you people,
There's nothing you can say,
To make me change my mind.
Goodbye.
Alternative 4 (1998)

خدمتکار مخصوص(گزیده ای از کتاب داستان های ۵۵ کلمه ای)

(این کتاب در اصل به زبان انگلیسی نوشته شده که من ترجمه آن را برایتان گذاشتم و به زبان انگلیسی هر داستان فقط ۵۵ کلمه می باشد.امیدوارم از خواندنش لذت ببرید. )

زن به خدمتکار تازه گفت:"او دوست دارد شامش را درست سر ساعت شش بخورد.گوشت قرمز هم نمی خورد.دسرش را بعد در اتاق خودش می خورد.ساعت هشت حمام می گیرد و زود می خوابد."

دختر خدمتکار بر اثر برخورد با سگ پودلی که خواب بود،لغزید و به عقب سکندری خورد،در همان حال پرسید:"کی ارباب را خواهم دید؟"

کدبانوی خانه با خنده گفت:"همین حالا او را دیدی."

امیلی تیلتون

Parisienne Moonlight

I feel I know you
I don't know how
I don't know why

I see you feel for me
You cried with me
You would die for me

I know I need you
I want you to
Be free of all the pain
You hold inside

You cannot hide
I know you tried
To be who you couldn't be
You tried to see inside of me

And now I'm leaving you
I don't want to go
Away from you

Please try to understand
Take my hand
Be free of all the pain
You hold inside

You cannot hide
I know you tried
To feel...
 
To feel...
Judgement 1999)

من یک هیچ

من یک هیچ هستم

از هیچستان،

از میان هیچ های دیگر

زاده شده از دل دریا

جدا مانده از آسمان

نفرین شده،

در میان کاغذهای مچاله شده

آنجایم

جایی که جز تنفر نمی روید،

جز کینه نمی تابد

جایی که در پس مهربانی ها

جز تملق نیست

جایی در میان این مردم چرک

که هر روز از دیروز چندش آورتر

 می شوند

اینجا هستم بی تردید،

پس به دنبالم نگرد

چون جز تباهی از من نمی بارد

چون جز سیاهی در من نمی روید

و یک هیچ جز هیچ ازش برنمی آید

این من هستم یک هیچ از هیچستان تاریخ

جرات

بالاخره اعتماد بنفسم رو جمع کردم و دلم رو زدم به دریا و گفتم یکی از نوشته هام رو که دیشب نوشتم رو بذارم توی وبلاگم البته با تشویق دوستان که تو نظرم کاملا موثر بود.وقتی میبینی چیزی که مینویسی خونده میشه ناخوداگاه تصمیم می گیری بازم بنویسی.خلاصه این شاهکاره ادبی تقدیم به شما

1 2 3 4 >>