X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

آلوچـــــــــــــــــــــــه

اون موقع ها،ماه رمضون

چقدر خوابه بعد از سحری میچسبه.......تو دوره مدرسه رفتن از همه بیشتر اون چندروزی که 9 میرفتیم مدرسه مزه میداد.

چقدر واسه اینکه عید بشه ذوق میکردیم.

عشق حلیمه تازه رو داشتیم.

گوشفیل

ادامه مطلب

اینو باش

از دکتر شریعتی

 چه قدر ایمان خوب است! چه بد می کنند که می کوشند تا انسان را از ایمان محروم کنند چه ستم کار مردمی هستند این به ظاهر دوستان بشر ! دروغ می گویند ، دروغ ، نمی فهمند و نمی خواهند ، نمی توانند بخواهند.
اگر ایمان نباشد زندگی تکیه گاهش چه باشد؟
اگر عشق نباشد زندگی را چه آتشی گرم کند ؟
اگر نیایش نباشد زندگی را به چه کار شایسته ای صرف توان کرد ؟
اگر انتظار مسیحی ، امام قائمی ، موعودی در دل نباشد ماندن برای چیست ؟
اگر میعادی نباشد رفتن چرا؟
اگر دیداری نباشد دیدن چه سود؟
و اگر بهشت نباشد صبر و تحمل زندگی دوزخ چرا؟ اگر ساحل آن رود مقدس نباشد بردباری در عطش از بهر چه؟

و من در شگفتم که آنها که می خواهند معبود را از هستی برگیرند چگونه از انسان انتظار دارند تا در خلأ دم زند؟

.

.

(این اس ام اس هایی که درباره یه همچین آدمی درست میکنن خیلی شرم آوره

مثلا یکیش این بود ااااهم .....دکتر شریعتی در توالت    شما هم همچین اس هایی رو به کسی نزنید)

axaye jaleb

+ادامه مطلب...

ادامه مطلب

جمله های کوتاه(سری2)

هدف بگیرید،بعد شلیک کنید.اگر به خورشید نزنید حتما به زمین خواهد خورد.

نیکوکاری بدون دردسر نیست.

گذشته برای گذشتگان،امروز برای آیندگان.    گذشته ها را برای گذشته بگذارید تا به فردا برسید.

بزرگ ترین دشمن ذهن خلاق،عادت است.

هدف بگیرید،بعد شلیک کنید.

اوضاع را بسازیم،نه با اوضاع بسازیم.

صبر اولین پله موفقیت است.

بدون تغییر رشدی وجود نخواهد داشت.

بهترین کار بیشترین کار نیست،درست ترین آن است.

جمله های کوتاه(سری1)

سوال صحیح مهمتر از پاسخ آن است.

همه زمین میخوریم،اما این که چطور  از زمین بلند میشویم مهم است.

فردا را باید ساخت ، آینده بسیار نزدیک است.

به آینده آن طور که فکر میکنید نگاه کنید.اگر هر کس شمع خودش را روشن کند، به آفتاب نیازی نیست.

یک روز و بس.........

پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد، داد زد و بد و بیراه گفت، خدا سکوت کرد، جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سکوت کرد، آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سکوت کرد.
 (ادامه مطلب)
ادامه مطلب

داستان کوتاه(ارزش)

روزی مردی برای خود خانه ای بزرگ و زیبا خرید که حیاطی
بزرگ با درختان میوه داشت. در همسایگی او خانه ای قدیمی بود
که صاحبی حسود داشت که همیشه سعی می کرد اوقات او را تلخ
کند و با گذاشتن زباله کنار خانه اش و ریختن آشغال آزارش
می داد .یک روز صبح.......(ادامه مطلب)

ادامه مطلب

آقا ما.......شما

 
آقا ما بدبخت حقیر ، شما کوروش کبیر
ما واشر ، شما ارباب حلقه ها
ما طرح مسکن مهر ، شما برج العرب
ما مینیمم نسبی ، شما ماکسیمم مطلق
ما تکخوان گروه سرود،شما DJ!
ادامه مطلب

ادامه مطلب

داستان کوتاه(پیرمرد)

دو تا پیرمرد با هم قدم می زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن. پیرمرد اول: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم ....(ادامه مطلب)
ادامه مطلب
1 2 >>