X
تبلیغات
رایتل

آلوچـــــــــــــــــــــــه

joke*

رفتم گلفروشی گفتم آقا این گل طبیعیه؟ یه دختر بچه ۵ ساله ای اونجا بود گفت پــَ نَ پــَ سزارینه!! من تا ۱۲ سالگی فکر میکردم بچه ها رو لک لک ها از آسمون میارن !


تازگی فهمیدم علاوه بر دست تقدیر، یک شست تقدیر هم هست که عجیب رو به ماست 

  دو نفر مست و پاتیل آخر شب راهی خانه شان بودند که وارد یک کوچه بن بست شدند و رسیدند ته کوچه. اولی به دومی گفت بیا دیوار رو هل بدیم و بریم جلو! کت هاشان را در آورند و گذاشتند کنار دیوار و شروع کردن دیوار را فشار دادند... دزدی رسید و آنها را سرگرم دید... کت هاشان را برداشت و رفت. بعد از چند دقیقه ای یکی از آنها نگاه کرد و دید از کت هاشان خبری نیست. رو کرد به رفیقش وگفت خیلی جلو رفتیم. بهتره برگردیم و کت هامان را بیاوریم! 

دیشب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش کردم بالاخره گوشه اتاق خفتش کردم اومدم خفتش کنم گفت بابا!راست می گفت من باباش بودم آخه خون من تو رگاش بود!تا صبح تو بغل هم گریه کردیم 

یه بار فرودگاهی بودیم دیدیم یه دختر خوشکل و معصوم وایساده یه گوشه داره واکس میفروشه. دلمون سوخت با دوستم گفتیم بریم ازش بخریم و کمکی کرده باشیم . خلاصه رفتیم پیشش گفتیم "خانوم دونه چند؟" برگشت گفت "70000 تومن" ... گفتم "مگه این واکسو از چی ساختن خانوم؟"... چشتون روز بد نبینه یه لبخندی زد و گفت " آقا اینا خاویاره واکس نیست

ﭘﯿﺮﺯﻧﻪ ﻣﯿﺮﻩ ﺩﮐﺘﺮ , ﺩﮐﺘﺮ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻪ:ﻣﺎﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﯼ ﻫﻢ ﭼﺮﺑﯽﺩﺍﺭﯼ ﻫﻢ ﻗﻨﺪﭘﯿﺮﺯﻧﻪ ﻣﯿﮕﻪ:.ﻣﺎﺩﺭﺟﻮﻥ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﺑﺮﻧﺞ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﻓﻘﻂﻋﺮﻭﺳﻢ ﻧﻔﻬﻤﻪ

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
با ارزش ترینها این نیست که چه چیز داریم،این است که چه کسانی را داریم... وجودت را سپاس.[گل]
یکشنبه 27 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 01:53 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون.همچنین