آلوچـــــــــــــــــــــــه

در مورد هر چی که خوشم بیاد مینویسیم حرفیه؟؟؟!!!

آلوچـــــــــــــــــــــــه

در مورد هر چی که خوشم بیاد مینویسیم حرفیه؟؟؟!!!

اینم گذشت...

شرایط واقعا سخت و طاقت فرسا بود(سرو صدای زیاد) 

ولی من تونستم نجات پیدا کنم(همهمه) 

البته چند کیلویی کم کردم و روزایی که میرفتم کلی حالم بد میشه(صدای هق هق) 

جا داره ....از مراقب هایی که گیر نیستن تشکر کنم...... 

و اونایی که گیرن رو نفرین(همه زیر لب یه چیزی میگن) 

خبر میدم چندتا پاس کردم..... 

(یواشکی بگم که هیچ امیدی ندارم)  

راستی

من برگشتم اااااااااااااااااااااااااااااااااا

نظرات 3 + ارسال نظر
آغازی دیگر شنبه 2 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 08:38 ق.ظ http://start2.blogsky.com

مراقبا هوای سال آخریا را بیشتر دارند و حتی امداد غیبی هم می رسونند
دانشجو که بودم و غصه واحد های پاس نشده را می خوردم استادی بهم گفت می خوای بری بیرون دانشگاه چه کنی؟!
بعدا فهمیدم راست می گه

آره....لامذهب ها.....اینو هستم...که چی واقعا....خیلی کار هست

تو شنبه 2 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 09:40 ق.ظ http://www.chasbandegihaye-roohe-ma.blogsky.com

برات ایمیل کردم...
بازم شرمنده جا افتاده بودی...

انقدر ریزه میزه ام که هیچکی منو نمیبینه

عمو پوریا شنبه 2 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 07:48 ب.ظ http://www.UncleP.blogsky.com

خوشبرگشتی :دی

میسی عمو

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد