ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 |
توی خیابون قدم می زدم و به خیال خودم زندگیه وحشتناکی داشتم و دارم خیال می کردم به آخر دنیا رسیدم هر لحظه آرزوی مرگ می کردم فکر،فکر،چقدر فکر می کنیم ما آدما فکر می کردم خیلی بیچاره ام فکر می کردم خدا دوستم نداره در عین حال شکر می کردم که سالمم که راه میرم که نگاه میکنم می شنوم حس می کنم.
توی دنیای خودم بودم و آهنگی که رفته بود توی مخم و مرور می کردم(دریا خود خود تویی من غرق طوفان توام...) وایسادیم جلوی یه مغازه که خرید کنیم (آخه با خانواده رفته بودیم بیرون ولی من تو حال خودم بودم) کسی رو دیدم که سال ها می دیدمش
توجه توجه این مطلب ادامه دارد.....