آلوچـــــــــــــــــــــــه

آلوچـــــــــــــــــــــــه

در مورد هر چی که خوشم بیاد مینویسیم حرفیه؟؟؟!!!
آلوچـــــــــــــــــــــــه

آلوچـــــــــــــــــــــــه

در مورد هر چی که خوشم بیاد مینویسیم حرفیه؟؟؟!!!

رفتن

رفتن نوبت من شده بود که معلم پرسید … صرف کن رفتن را ؟ و شروع کردم من : رفتم ، رفتی ، رفت . . . و سکوتی سرسخت همه جا را پر کرد سردی ِ احساسش فاصله را رو کرد آری رفت و رفت و من اکنون تنها مانده ام در اینجا شادی ام غارت شد من شکستم در خود سهم من غربت شد من دچارش بودم بغض یک عادت شد خاطرات سبزش روی قلبم حک شد رفت و در شکوه شب با خدا تنها شد و حضورش در من آسمانی تر شد اشک من جاری شد صرف ِ فعل ِ رفتن بین غم ها گم شد و معلم آرام روی دفترم نوشت: تلخ ترین فعل جهان است رفتن


دکتر ماکوس

 
در اکتبر سال 1994 شخصی به نام دکتر آنتاناس ماکوس که یک استاد فلسفه و ریاضیات بود به عنوان شهردار بوگوتا پایتخت کلمبیا انتخاب شد. آن گونه که گفته شده است این شهر به عنوان پایتخت قتل جهان معروف بوده است و مقامات شهر در فساد شهره بوده اند. در واقع اهالی بوگوتا از این همه نابسامانی به جان آمده و به دنبال چاره ای می گشتند که نهایتا به دکتر ماکوس به عنوان یک ضد سیاستمدار متوسل شدند. اما شنیدنی است که دکتر ماکوس برای مقابله با ناهنجاری های در شهر بوگوتا از روشهای جالبی استفاده کرد. مثلا در سر چهارراه ها گروه های پانتومیم به کار گماشت که متشکل از دانشجویان تئاتری بودند که صورت خود را سفید و سیاه کرده بودند و هر کسی را که تخلفی می کرد مسخره می کردند. مثلا اگر عابر پیاده ای از چراغ قرمز رد می شد به دنبالش می افتادند و ادایش را در می آوردند و همین باعث شد که شهروندان از ترس مسخره شدن

ادامه مطلب ...

ضرب المثل ملل

* سکوت، اشتباه نمی کند – ضرب المثل هندی
* کار، مادر زندگی است – ضرب المثل چک سلواکی
* روز و شب، منتظر هیچ کس نمی ماند – ضرب المثل ژاپن
* کسی موفق می شود که خسته نمی شود – ضرب المثل پرتقالی
* عاشق زبانش را در قلب و احمق در دهان جای داده – ضرب المثل پاکستانی
* عجله پدر ناکامی است – ضرب المثل انگلیسی
* آدم همه کاره، هیچ کاره است – ضرب المثل ایرانی
.*آن چه گرانبهاست هدیه نیست بلکه محبت است – ضرب المثل روسی
* آدم بدبین سلاحش نفرت است – ضرب المثل یونانی
* اگر پیری پند ده و اگر جوانی پند گیر – ضرب المثل چینی

ادامه مطلب ...

معنی بعضی از کلمات

 
مغز: ارگانی از بدن که ما فکر می کنیم که فکر می کند.
 
مرگ: درمان دردها به طور ناگهانی و با کمترین مخارج.
 
روماتیسم: عشقولانه ترین بیماری کشف شده تاکنون.
 
دانشگاه: یک دوره چهارساله که … چیز بیشتری یادم نمی آید.
 
بیماری خوشخیم: یک بیماری که قرار نیست به این زودی ها از دستش خلاص بشوید.
 
 
کشمش: انگوری که خود را ساعت ها زیر آفتاب برنزه کرده است.
 
جالبه: کلمه ای که در چت های محترمانه، به منظور پایان مکالمه طرف مقابل استفاده می شود.
 

ادامه مطلب ...

میخ

بخاطر میخی نعلی افتاد.بخاطر نعلی اسبی افتاد
بخاطر اسبی سواری افتاد.بخاطر سواری جنگی شکست خورد
بخاطر شکستی مملکتی نابود شد
و همه اینها بخاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود…!!!

کرگدن و پرنده

یک کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می رفت. دم جنبانکی که همان اطراف پرواز می کرد، او را دید و از او پرسید که چرا تنهاست.
کرگدن گفت: همه کرگدن ها تنها هستند.
دم جنبانک گفت: یعنی تو یک دوست هم نداری؟
کرگدن پرسید: دوست یعنی چی؟
دم جنبانک گفت: دوست، یعنی کسی که با تو بیاید، دوستت داشته باشد و به تو کمک بکند.
کرگدن گفت: ولی من که کمک نمی خواهم.
دم جنبانک گفت: اما باید یک چیزی باشد، مثلاً لابد پشت تو می خارد، لای چین های پوستت پر از حشره های ریز است. یکی باید پشت تو را بخاراند، یکی باید حشره های پوستت را بردارد.
کرگدن گفت: اما من نمی توانم با کسی دوست بشوم. پوست من خیلی کلفت و صورتم زشت است. همه به من می گویند پوست کلفت.
دم جنبانک گفت: اما دوست عزیز، دوست داشتن به قلب مربوط می شود نه به پوست.
کرگدن گفت: قلب؟ قلب دیگر چیست؟ من فقط پوست دارم و شاخ.
دم جنبانک گفت: این که امکان ندارد، همه قلب دارند.
کرگدن گفت: کو؟ کجاست؟ من که قلب خودم را نمی بینم!
دم جنبانک گفت: خب، چون از قلبت استفاده نمی کنی، آن را نمی بینی؛ ولی من مطمئنم که زیر این پوست کلفت یک قلب نازک داری.
کرگدن گفت: نه، من قلب نازک ندارم، ......................
ادامه مطلب ...

جمله های زیبا

 سر به هوا نیستم اما همیشه سر به آسمان دارم...حال عجیبی ست دیدن همان آسمان که شاید تو دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای.

اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب،اینجا گم که میشوی بجای اینکه دنبالت بگردند فراموشت می کنند.

مقیاس اندازه گیری فاصله متر نیست،اشتیاق است مشتاق که باشی حتی یک قدم هم فاصله ای دور است.