چرا اینطوریه.......
داشتم فکر میکردم گاهی فقط آدم میتونه به مسیر زندگیش نگاه کنه و کاری از دستش بر نمیاد.........شاید دکمه برگشتی داشت که میشد همه چی رو بهتر کرد ولی دارم به این فکر میکنم که چقدر اشتباهه ی فیلمی رو ببینی که از روی رمان ساختن.......
قطعا طعم رمان بهتره و ماندگارتر.......
مثل غرورو تعصب.....مثل سری رمان گرگ ومیش.....
-ﻣﺎ ﻣﺎﻟﻪﺍﻭﻥ ﻧﺴﻠﯽﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪﺧﺪﺍ ﺧﺪﺍﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢﺑﺮﯾﻢ ﭼﻬﺎﺭﻡﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ﮐﻪﺑﺎﺧﻮﺩﮐﺎﺭﺑﻨﻮﯾﺴﯿﻢ
مطلب جالب وکوتاهیه ....از دست ندید.
دروغ ها را به دو گروه تقسیم میکنند: دروغ سیاه و دروغ سفید. دروغ سیاه دروغی است که با گفتن آن به زندگی فرد دیگری آسیب می زنیم. مثلاً فردی که به همسر خود خیانت میکند اما به او میگوید که هنوز عاشقانه دوستش دارد. شرکتی که درآمد سرشار دارد اما در اظهارنامه های مالیاتی، خود را ضررده معرفی میکند. کسی که از شرکت خود دزدی میکند ولی کس دیگری را برای این دزدی متهم می کند.
ادامه مطلب ...زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است، که نخواهد آمد تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
زندگی در همین اکنون است
زنگ زده گوشیم.....اس زدم u?
جواب داده: هستم شاهین!!!!!!!!!!!!
الان تو مخش چی میگذره!!!!!!
دیگ دوره این شماره شانسی گرفتن ها تموم شده.......نشده یعنی؟؟؟؟؟
این همه آدم تو خیابون تقبل شماره میکنن اکثرا هم خودشون شماره رو میدن........
واقعا الان تعجبم!!!!
چرا آدم خودشو ضایع کنه........
منکه الان عصبانی نیستم.......خیلی ام عالیه.
نیم ساعت پیش،
خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش
سرفه کنان در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد،
آواز که خواند تازه فهمیدم،
پدرم را با او اشتباهی گرفته ام !
درختان می گویند بهار
پرندگان می گویند، لانه
سنگ ها می گویند صبر
و خاک ها می گویند مصاحب
و انسان ها می گویند "خوشبختی"
امّا همه ی ما در یک چیز شبیهیم،
در طلب نور !
ما نه درختیم
و نه خاک.
پس خوشبختی را با علم به همه ی ضعف هامان در تشخیص،
باید در حریم خودمان جستجو کنیم �...
کهکشانها کو زمینم؟
زمین کو وطنم؟
وطن کو خانه ام؟
خانه کو مادرم؟
مادر کو کبوترانم؟
من گم شدم در تو یا تو گم شدی در من، ای زمان؟�
ادامه مطلب ...